عاشورا






صفحه اول آرشيو مطالب پست الكترونيك RSS 2.0
درباره وبلاگ
مجید کرامتی
● پست الكترونيك
● پروفایل مدیر وبلاگ
موضوعات
● امام حسین(ع)
● حضرت علی(ع)
● جبران خلیل جبران
● دکتر علی شریعتی
● شریعتی
● اربعین حسینی
● امام خمینی(ره)
● دکتر چمران
● بحارالانوار
● حضرت محمد(ص)
● تکرار تاریخ
● 28صفر
● عاشورا در تاریخ
آخرين مطالب
● ۱۳٩۱/٢/٢٦
● تلنگر
● ۱۳٩۱/۱/۱٦
● ۱۳٩٠/۱٢/۱٧
● رحلت پیامبر.... 28 صفر و...آه و افسوس
● ۱۳٩٠/۱٠/٢۳
● امام حسین(ع)
● عید غدیر بر همه شیعیان جهان مبارک
● ۱۳٩٠/۸/۱٩
● ۱۳٩٠/٧/۱٥
نويسندگان
● مجید کرامتی
آرشيو مطالب
● اردیبهشت ٩۱
● فروردین ٩۱
● اسفند ٩٠
● بهمن ٩٠
● دی ٩٠
● آذر ٩٠
● آبان ٩٠
● مهر ٩٠
● شهریور ٩٠
● امرداد ٩٠
● تیر ٩٠
● خرداد ٩٠
● اردیبهشت ٩٠
● فروردین ٩٠
● اسفند ۸٩
● بهمن ۸٩
● دی ۸٩
● آذر ۸٩
● آبان ۸٩
● مهر ۸٩
● شهریور ۸٩
● امرداد ۸٩
● تیر ۸٩
● خرداد ۸٩
● اردیبهشت ۸٩
● فروردین ۸٩
● اسفند ۸۸
● بهمن ۸۸
● دی ۸۸
پيوند ها
● ناگفته‌های خونین
● وبلاگ وحید بهروز
● دانلود کتاب
● وبلاگ محبان علی‌اصغر
صفحات جانبي




 

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٢/٢٦ توسط مجید کرامتی
نظرات ()

تلنگر


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۱/٢۸ توسط مجید کرامتی
نظرات ()

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۱/۱٦ توسط مجید کرامتی
نظرات ()

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٧ توسط مجید کرامتی
نظرات ()

رحلت پیامبر.... 28 صفر و...آه و افسوس

بیماری پیامبر اکرم و روزهائی سخت برای مدینه ...روز رحلت پیغمبر و قبل از آن، روزهاى بیمارى آن حضرت، روزهاى سختى براى مدینه بود؛ به‌ویژه با آن خصوصیاتى که اندکى قبل از رحلت پیغمبر پیش آمد. پیغمبر به مسجد آمد و روى منبر نشست و فرمود: هر کس به گردن من حقّى دارد، آن حق را از من بگیرد. مردم شروع به گریه کردند و گفتند یا رسول‌اللَّه! ما به گردن تو حق داشته باشیم؟! فرمود رسوایى پیش خدا سخت‌تر از رسوایى پیش شماست؛ اگر به گردن من حقّى دارید، اگر از من طلبى دارید، بیایید و بگیرید تا به روز قیامت نیفتد. ببینید چه اخلاقى! کیست که دارد این حرف را مى‌زند؟ آن انسان والایى که جبرئیل به مصاحبت با او افتخار مى‌کند؛ اما درعین‌حال با مردم شوخى نمى‌کند؛ جدّى مى‌گوید تا مبادا در جایى به وسیله‌ى او، ندانسته حقّى از کسى ضایع شده باشد. پیغمبر این مطلب را دو بار، سه بار تکرار کرد. البته در تاریخ ماجراهایى را آورده‌اند که من خیلى نمى‌دانم کدامش و چقدرش دقیق است؛ اما آن مطلبى که غالباً نقل کرده‌اند، این است که یک نفر بلند شد و عرض کرد: یا رسول‌اللَّه! من به گردن تو حقّى دارم. تو یک وقت با ناقه از پهلوى من عبور مى‌کردى؛ من هم سوار بودم، تو هم سوار بودى. ناقه‌ى من نزدیک تو آمد و تو با عصا، هى کردى؛ ولى عصا به شکم من خورد و من این را از تو طلبکارم! پیغمبر پیرهنش را بالا زد و گفت همین حالا بیا قصاص کن؛ نگذار به قیامت بیفتد. مردم حیرت‌زده نگاه مى‌کردند و مى‌گفتند آیا این مرد واقعاً مى‌خواهد قصاص کند؟ آیا دلش خواهد آمد؟ دیدند پیغمبر کسى را فرستاد تا از خانه، همان چوبدستى را بیاورند. بعد فرمود: بیا بگیر و با همین چوب به شکم من بزن. آن مرد جلو آمد. مردم، همه مبهوت، متحیّر و شرمنده از این‌که نکند این مرد بخواهد این کار را بکند؛ اما یک وقت دیدند او روى پاى پیغمبر افتاد و بنا کرد شکم پیغمبر را بوسیدن. گفت: یا رسول‌اللَّه! من با مسّ بدن تو خودم را از آتش دوزخ نجات مى‌دهم!

منبع:

http://farsi.khamenei.ir


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱۱/۳ توسط مجید کرامتی
نظرات ()

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ توسط مجید کرامتی
نظرات ()

امام حسین(ع)

امام حسین - علیه السلام - فرمودند : به راستی که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا جایی که دین وسیله زندگی آنهاست، دین دارند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم می شوند.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٩/۱٥ توسط مجید کرامتی
نظرات ()

عید غدیر بر همه شیعیان جهان مبارک


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۸/٢۳ توسط مجید کرامتی
نظرات ()

قالب وبلاگ